![]() |
![]() |
|
| به پابان رساندم نامه ی زندگانیم ....................کاش بدی شریک شادمانیم |
|
روش جدید مخ زدن
الف: مخ زدن دخترای بالا شهری:
وسایل مورد نیاز: یه جفت صندل سفید و یا هر شلواری كه بشه دمپاش رو بالا زد- یه تیشرت خط دار حلقه ای (ترجیحاً آبی كمرنگ یا مشكی) - ترجیحاً موی بلند – ریش عجیب و غریب - چشمای هیز و كشیده – ماشین بالای 15 میلیون و همچنین مقداری زبان به اندازه كافی! (یه چیزی تو مایه های خودم) روش مخ زدن: دیگه مخ زدن با گفتن واژه هایی مثل: خانوم ببخشید ساعت چنده؟ – میشه وقتتون رو بگیرم؟ - جیگرتو بخورم و...كاربردی نداره باید و باید به جاش كار های زیر رو انجام بدید: 1- ب ه بالای شهر رفته و جولوی یكی از مراكز تجاری مقادیری با ماشین خود به متر كردن خیابون ها می پردازید. 2- سوژه مورد نظر را شناسایی میكنید. 3- با ماشین خود جولوی پای سوژه توقف نموده و از ماشین پیاده میشوید.(ضبط ماشین روشن باشد( 4- وقتی از ماشین پیاده شدید در ماشین رو باز گذاشته و بدون اینكه حتی نیم نگاهی به سوژه بیندازید وارد مركز تجاری میشوید. 5- سپس از مركز تجاری خارج میشوید و به سمت ماشین خود می آیید.(بتون قول میدم سوژه همچنان كنار ماشین شما ایستاده است) 6- سوار ماشین می شوید و اصلا به سوژه توجه نمی كنید. 7- با ماشین چند متر به جلو میروید اما دنده عقب می كنید و به سمت سوژه می آیید و به او می گویید: سلام! بیا بالا، شرمنده كه منتظرت گذاشتم، آخه كار داشتم. حالا بشین بریم! تبریك میگم شما مخ یه دختر بالا شهری رو زدید! البته اگه برگشته باشین و هنوز ماشینتون سرجاش باشه. ب: دخترای وسط شهر: وسایل مورد نیاز: همه چیزهای بالا به غیر از ماشین بالای 15 میلیونی.(پراید و 206 برای چنین مواردی مناسبه. مواظب باشید كه ماشینتون كلاسش از 206 بیشتر نباشه چون دختره در این مواقع احساس سرخوردگی و تضاد طبقاتی شدید میكنه و عمراً بتون پا بده!) |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 8:25 توسط Re!@x |
|
|
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم محتسب داند که من این کارها کمتر کنم من که عیب توبه کاران کرده باشم بارها توبه وقت می ، گر دیوانه باشم گر کنم عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار عهد با پیمانه بندم و شرط با ساغر کنم من که امروز بهشت نقد حاصل میشود وعده ی فردای زاهد را چرا باور کنم
سلام نمی دونم بگم بی وفایی یا نه؟ اصلا نمی دونم چی خطابت کنم... هر چی که لایقشم خطابم کن خیلی دلم میخواد بدونم چه واژه ای رو برام انتخاب میکنی چون اون موقع میتونم بفهمم در نظرت چجور آدمی جلوه کردم . توقع نداشتم بهم بگی بی وفا من که نامردیی در حق تو نکردم
راست می گن دخترا بعضی وقتا که نمیخوان چیزی رو درک کنن خدا هم نمی تونه قانعشون کنه ، من هر چی که گفتم فقط به خاطر خودته چرا نمی خوای درک کنی ، زندگی من از بین رفته تو دیگه زندگی خودت رو با دستای خودت خراب نکن ازت خواهش میکنم تا حالا بهت کسی شاید نگفته باشه ولی خیلی خودخواهی کارهایی که تو میکنی عسل رو بیشتر عذاب میده تا کارهایی که من میکنم تو سر هیچ و پوچ داری زندگیت رو از هم می پاشی شوهرت چه گناهی کرده که طاوان عشقه منو بپردازه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می دونم حرف آخرتو زدی .... حرف واسه گفتن زیاد دارم ولی کو گوش شنوا تنها کسی که عاشقانه به حرفام گوش میداد مامان عسلم بود که اونم دیگه نیست حالا باید بریزم تو خودم نمیدونم تاکی می تونم این کار رو بکنم .
اما من نمی تونم بذارم برم اونم به همین راحتی ، اشکالی نداره جوابمو نده............. سری های قبل هم بهت گفتم من به جونه عسل قسم خوردم که اگه صحبت کردنت با من و فکر کردنت به عسل باعث بروز مشکل در زندگیت بشه هم وبلاگ رو حذف کنم هم دیگه جوابتو ندم اون موقع هرچی دوست داشتی بهم بگو ، بگو بی وفا - بگو نامرد - بگو عوضی و ......... اگر بهم قول بدی که با این مشکلت کنار بیای تا روزی که بهم نیاز داشته باشی مطمئن باش جوابتو خواهم داد ولی به شرطی که برگردی سر زندگیت و زندگی عادی و روی روال همیشگیت رو ادامه بدی اگه بهم قول بدی و سر قولت وایسی مطمئن باش منم هر کاری از دستم بر بیاد برات انجام میدم تا با این قضیه کنار بیای هرچند خودم نتونستم کنار بیام ولی تو باید درک کنی این مساله رو . نمی خوای حلالش کنی ؟واقعا؟ نخوام هم نمی تونم اون عشقه من بوده و هست ، دیدی وقتی مامانا بچشونو دعوا میکنن و اون میزنه زیره گریه میرن بغلشون میکنن و از دلشون در میارن چون از ته قلب دوستشون دارن منم اگه حرفی می زنم با زبون می گم ولی تو دلم چیزی دیگست . برای اتفاقات زندگیت متاسفام اما بدون پایان شب سیه سپید است... تاسف خوردن دیگران برای من چه سودی داره جز اینکه حس کنم دارن نسبت بهم احساس ترحمشون رو بروز می دن که از ترحم کردن خیلی بدم میاد . مقصر نه تویی نه عسل این طالع نحسه منه که نباید میذاشتم عسل واردش بشه چون شوم بودنش واسه عسلی خیلی گرون تموم شد حالا دیگه نمی خوام کسی دیگه به خاطر من عذاب بکشه . می دونی بابت هر عذابی که تو می کشی عسل باز خواست می شه ؟ آخه اون مسبب عذاب توه عذابش نده اون نا خواسته مایه عذاب توست سوالت خیلی خنده داره تو که به این اعتقاد داری پس چرا خودت اینقدر عذاب میکشی و باعث می شی که عسل رو عذاب بدن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مطمئن باش اگه عسل نبود تو هم الان سر زندگیت بودی و این همه آشفته حال نبودی ، برو سر زندگیت ، اول مشکل خودت رو حل کن بعدش بیا سراغ من . پرواز عجب عادت خوبی است ولی حیف تو رفتی و اثر از چلچله ای نیست رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل ما مساله ای نیست خدا حافظی نمی کنم = معناش اینه که بازم قرار بهم سر بزنی منتظرت هستم راستی اگر دوست داشتی و خواستی من هیچ اسراری ندارم چون من همین جوریش معذبم که دارم با تو صحبت میکنم چون در نظرم اصلا درست نیست آدم با خانمی که ازدواج کرده درد و دل کنه ولی گاهی وقتا دست خودم نیست بگذریم منتظرتم یادت نره که قول دادی بتونی با این مسائل کنار بیای وگرنه من میشم اون آدم بده که بی وفا و نامرده !!!!!! عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار عهد با پیمانه بندم و شرط با ساغر کنم در مورده ازدواجم به عسل هم گفته بودم من اگه با عسل ازدواج نمی کردم محال بود زیره 30 سالگی ازدواج کنم پس حالا حالاها به فکر ازدواج من نباش تو خیلی چیزها رو در مورد من نمیدونی پس زود در موردم قضاوت نکن . |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 0:57 توسط Re!@x |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خودمم دیگه نمی دونم کی هستم یه بی کس یه تنها کسی که هیچ کس و هیچ چیز نداره حتی هویت هم ندارم (یه نا شناس)
|
| پیوندهای روزانه |
|
تنها فرق بین موفقیت و شکست نوع نگاه افراد است تلاشی اندک لازم است تا رسوایی بزرگ حاصل شود آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|