![]() |
![]() |
|
| فاحشه ی مقدس |
|
می نویسم در پاسخ آن کس که می دانم کیست
اما نمی دانم کجای این بی کرانه دریای خون ایستاده است در جواب دوست عزیز (؟ = ساجده) فقط تنها چیزی که میتونم بگم اینه که من لیاقت عشق عسل رو نداشتم اون عاشق من بود ازت عذر میخوام و واقعا شرمندم ولی عسل دستش از دنیا کوتاهه حلالش کن اون میخواست تا بعد از عملش کسی از جریان من بویی نبره من همون کسی هستم که به گفته ی خودت عسل براش بی تابی می کرد و می زد زیره گریه من همون نالایقی هستم که شبا با عسل صحبت می کردم و.... داغ دلمو تازه نکن پرسیده بودی چرا از دخترا متنفرم اینم جوابش : یکی میشه مثله عسل شب و روز به من فکر می کنه و به خاطر گرفتاری های من می ره مسجد و نماز و دعا میکنه یکی هم میشه دختری مثه مهدیس که اصلا براش مهم نیست کسی به اون علاقه داره حالا بگو حق دارم یا نه من اول از مهدیس خوشم مییومد و این وبلاگ رو راه انداختم کخ بعد عسل از عکسام خوشش اومد و باهام صمیمی شد و بعدها به هم علاقه پیدا کردیم من دستم کوتاه ولی خواهش می کنم هرچه زودتر اگر برات مقدوره نامه و عکسای عسل رو بهم برسون من هرچقدر خواستم بیام مشهد و بیمارستان عسل مخالفت کرد گقت حالش خوب میشه میاد شاهرود و دوباره همو می بینیم قرار بود این دفه که بیاد شاهرود منو به دوستاش معرفی کنه ولی ........... نمیدونم شاید طالع من نفرین شدس اگه سوالی داشتی بپرس تو گردن من خیلی حق داری انشاءالله بتونم توخوشی برات جبران کنم از اینکه کمکم کردی بازم سپاسگذار |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 16:36 توسط Re!@x |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به من می گن فاحشه ی مقدس مشکلی دارین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
| پیوندهای روزانه |
|
تنها فرق بین موفقیت و شکست نوع نگاه افراد است تلاشی اندک لازم است تا رسوایی بزرگ حاصل شود آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|