تبليغاتX
فاحشه ی مقدس - مرگ است سزای عاشق بی عشق
فاحشه ی مقدس

خودت بودی چیکار میکردی ؟؟؟؟

 

 

 

 

 اما جدی گفتم اگه تو ازدواج کردی یا با یه نفر دیگه درست وحسابی آشنا شدی منم می رم سر زندگیم در غیر این صورت می شم مثل تو..............
تهدید نیست
یه معامله است...............

تو باید یه زندگی جدید رو شروع کنی ....اصلا یه چیزی اگه تو برگشتی به زندگیت منم بر می گردم....چطوره؟

 

فکر می کردم مسلمونی چون تو آئین مسلمونا رسمه که معامله باید سود دو جانبه داشته باشه ولی این معامله یا تهدیدت سودش فقط ماله توِ ِ باشه نوش جونت من که رازیم فقط زیره حرفت نزن ........

باشه خودت خواستی عسل گفته بود دروغ نگو چون می دونست از دروغ بیزارم ولی بعضی وقتا می شه دروغ گفت بهش می گن دروغ مصلحتی اینم از همون نوعشه ............

آره ساجده خانوم یادم رفته بود بهتون بگم دیدی چند وقتیه نیستم نگران که نشدی با اون یکی عشقم رفته بودم ویلای عموم شمال جات خالی خیلی خوش گذشت راستی کلی سوغات براتون خریدم ولی هیف که تنبلیم میشه براتون بفرستمش خلاصه میگفتم بعضه شما نباشه دختره ماهیه تازه اینقدر باهم تفاهم داریم که اسم بچمونو نتونستیم انتخاب کنیم من میگم اسمش باشه عسل اون می گه من از عسل خوشم نمی یاد بگذریم قرار ازدواجمونم گذاشتیم ان شاء ا... اگه طبق معمول نتبلیم نشد کارت دعوتتونو براتون میفرستم شما خیالتون راحت برین سر زندگیتون از قوله منم به شوهر گرامتون سلام مخصوص برسونین واسمم دعا کنین تا از اینی که هستم سیاه بخت تر نشم (معاملت نامردیه چون این وسط فقط تو سود بردی خیالت راحت شد دیگه برو سراغ زندگیت بذار به درد خود بسوزم دیدی به حرفت گوش دادم اولین دختری رو که دیدم  باهاش نامزد کردم دیگه فردا هم عاقد مییاد بدبختمون کنه بی خیال من شو چون دروغ گوی خوبی نیستم با اولین جمله خودمو لو میدم پس بیش از این ضایم نکن )

 

 

 

 

 

 

من خونه خودمون نیستم تا آخر هفته بر می گردم

نکنه خدایی نکرده سر اینکه بامن صحبت کردی یا سر عسل با شوهرت دعوات شده باشه چون اگه اینطور باشه به روح عسل اگه عسل ازت بگذره من ازت نمی گذرم اون بنده ی خدارو هم عذاب نده چه معنی داره آدم 2 هفته با شوهرش قهر باشه خدایی آدم فهمیده ایی اگه من بودم نمی تونستم تحمل کنم و زمین و زمان رو به هم میریختم.

ولش کن عسلی وجود نداشته پاشو بعد از امتحانای نیم ترمت سه چهار روز با شوهرت برو مسافرت به هیچ چیزم جز خودت ، شوهرت و زندگیت فکر نکن . گور بابای نوژن از این عسل و نوژن ها در آینده سر راهت زیاد قرار میگیره به این میگن بازیه زمونه من و عسل قاعده ی بازیرو بلد نبودیم سوختیم تو از ما یاد بگیر همیشه که آدم عاقل تجربه رو تجریه نمی کنه که. بیش از این خودت رو عذاب نده مطمئن باش من لیاقت این همه فکر کردن رو ندارم به درک که سرنوشت من چی میشه تو در قبال زندگی من که مسئول نیستی به فکر زندگی خودت باش این منم که در قبال زندگی تو مسئولم به ما فکر نکن بعضی ها میگن ماهم خدایی داریم شاید بعد از کلی عذاب تو این زندگی فلاکت بار دلش برحم بیاد و این ابر سیاه بدبختی رو از سر زندگی من ببره کنار شایدم خودم یه جور دیگه مجبور شدم این لکه های عذاب آور زندگی رو پاک کنم . قبل از آشنایی با عسل  همیشه فکر میکردم بد بخت ترین آدم رویه زمینم چون تو از زندگی گذشته ی من بعید می دونم خبر داشته باشی ، تا اینکه عسل اومد مثله بهار بود که با اون زندگیم دوباره سبز شد شاخه های امیدم جوونه زد ولی باغ بون خوبی نبودم چون با اولین باد تمام شاخه های تازه جوونه زدم شکستنو زندگی سبزم از قدیم سیاه تر شد تازه بعد از این بود که فهمیدم نه اون موقع نسبتا بدبخت بودم ولی الان دیگه بی شک می تونم بگم یه بدیخت مطلقم . اون موقع بعد از 10 – 12 سال با خودم کنار اومده بودم دیگه تحمل سختی نداشتم اگه تا العانشم تحمل کردم یه معجزه بوده ولی دیگه به خدا بریدم اون موقع هر وقت مشکل پیدا میکردم با عسل دردو دل میکردم بهم دلداری میداد صداش آرومم میکرد تنها کسی بود که خجالت نمی کشیدم پیشش گریه کنم باورت میشه دیگه اختیار اشکامم دست خودم نیست حالا تو بگو چی کار کنم کل بدبختی ها 16 سالتو به کمک یکی فراموش میکنی بعدش یه مشکلی پیش میاد برات که یک ثانیه تحملش برابری میکنه با اون 16 سال. دیگه بریدم به هیچ چیزی امید ندارم به هیچ چیز. زیباترین چیزا برام زشت شدن از همه می ترسم دیگه هیچ توانی ندارم که حتی برای ساده ترین چیزها تصمیم بگیرم راست گفتن اتفاقا این جمله در مورده منه که صدق میکنه

 

 

عده ای می گن با گذشت زمان همه چیز درست می شه اما من می دونم درمورد تو صدق نمی کنه

چون بعد از گذشت زمان جرعت و شهامتشو پیدا میکنم

 

 

ای عشق مدد کن تا به سامان برسم          چو مزرعه ی تشنه به باران برسم

یا من رسم به یار و یا یار به من                   یا هردو بمیریم و به پایان برسم

 

منظورت از جون ناقابل من ارزش نداره چی بود؟
؟
؟
؟

خیره سرم تو هم باید دانشجوی ادبیات باشی پس باید بتونی جواب سوالتو از این دو بیت شعر پیدا کنی

 

 

در ضمن من نگفتم بی معرفتی با معرفت

 

 

راستی چرا یکی از کامنت هات با اسم عسل نوشته شده ؟؟؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 4:28  توسط Re!@x | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به من می گن فاحشه ی مقدس مشکلی دارین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پیوندهای روزانه
تنها فرق بین موفقیت و شکست نوع نگاه افراد است
تلاشی اندک لازم است تا رسوایی بزرگ حاصل شود
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
پیوندها
عشق من - عسل
لیدا
رها ترین عاشق - شبنم
غبار غم - پریسا خانوم
دوستی که تنها و غمگینه - نازنین
سوده
تک عاشق - سمیرا
بهزاد
بهار اشعار - سهیلا
عاشق زیبایی - الناز
فریادی از درون - ندا
ستاره ی دنباله دار - پریا
اشک یخی - ساناز
دختر شبهای پاییز - لادن
حقیقت تلخ - سحر
دختر بابلی - سارا
عشق بی کران
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
امین سعیدی
یوونتوس تورین - روزبه
سکوت دل
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 

JavaScript Codes