![]() |
![]() |
|
| فاحشه ی مقدس |
|
پشت میز قمار دلهره عجیبی داشتم برگی حکم داشتم ودیگر هر چه بود ضعیف بود و پایین بازی شروع شد حاکم او بود و من محکوم . همه برگ هایم رفتند و سه برگ بیشم نماند برگی از جنس وفا رو کرد،من بالاتر آمدم بازی در دست من افتاد و عشق آمدم با حکم عشوه و ناز برید و حکم آمد از جنس چشم سیاهش زندگی...زندگی حکم پایین من بود و من باختم
این بود داستان قمار زندگانیم
دریا خشک میشود و شنهایش میماند .انسان میمیرد ویادگارش می ماند.
نمی دونم چی بهت بگم کم اوردم بخدا کم آوردم از همه طرف به در بسته میخورم........... عزیزم برو دنباله زندگیت عسل تمام دریچه های قلبمو زمانی که زنده بود قفل کردو کلیدشو با خودش برد پس بهتره خودتو بیش از این اذیت نکنی به فکر من نباش چون کاری از دستت بر نمیاد اینو جدی مگم به جای من به زندگی و شوهرت فکر کن و بهم قول بده که زندگیت رو مثله گذشته ادامه میدی و هیچ وقت به زندگیت بی توجهی نکنی اینطوری وجدان من راحت تره تو که نمی خوای منو عسل عذاب بکشیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمی دونم با هات چیکار کنم؟ کار خاصی نیاز نیست بکنی بی خیال شو منم مثله هزارتا آدم دیگه به فکر من نمی خواد باشی مگه تو مشکل چنندتا آدم رو میتونی حل کنی ؟؟ آدم خوبه به فکر دوستش باشه نه تا حدی که خودشو از پا در بیاره چون هیچ کس عزیز تر از خود آدم نیست دیگه خواهش میکنم به خواطر من خودتو عذاب نده در ضمن اینو بدون که من لیاقتت دوستی تو رو ندارم برو دنباله زندگیت اینم بی شوخی گفتم یه چند روزی سعی کن از خاطرات عسل دور باشی برو خونه ی دوستات یا هر جایی که فکر میکنی اثری از عسل توش نیست چون اینجوری روحت داره عذاب میکشه برو بی خیال ما شو. تو هنوز نتونستی با این قضیه کنار بیای که عسل مرده این واسه ی من قابل درک نیست ولی تو باید اینو درک کنی سخته ولی میتونی. وقتی هم که برگشتی هرچی که خاطره ی عسل رو برات زنده میکنه بریز تو یه جعبه و از جلوی چشمت برشون دار چون تو آدم احساساتی و عاطفی هستی تا وقتی با این قضیه کنار نیومدی خواهش میکنم سراغ اونا نرو چون بیش از این داغونت میکنن فکر نکن من آدم سنگ دلی هستم خودم نتوسنتم این کار رو بکنم ولی تو بکن. چندتا سوال ازت پرسیدم جوابمو ندادی . به خدا اگه بدونم هر بار که میای نوشته های منو میخونی عذاب میکشی و حالت بد میشه به خاک عسل قصم میخورم که وبلاگ رو حذف کنم قرار نیست واسه ی مشکلات من زندگی تو و خانوادت خراب شه اینو جدی گفتم حالا دوست داری اسمشو بذار تهدید . آره درست فهمیدی دارم تهدیدت میکنم اگه فقط یه بار دیگه واسه ی خوندن نوشته های من اعصابت بهم بریزه این کارو میکنم . اگر صد سال بعد از مرگ من گر بشکافی قبر من خواهی شنید از قلب من دوستت دارم ای دوست من اگر فرصت هم داشتی و قابل دونستی جواب سوالامم بده . 1- خدایی راستشو بگو با شوهرت سر قضیه ی منو عسل مشکل پیدا کردی ؟؟؟ 2- خودت رو بذار جای من خودت بودی چیکار میکردی ؟؟؟؟ 3- قرار بود از طرف من برای عسل چندتا دسته گل بخری هزینش هر چقدر شده بگو تا تقدیمت کنم همین که زحمتشونو کشیدی کلی سرم منت گذاشتی ؟؟ 4- از دوستای عسل پرسیدی که ایا عسلی بهشون بدهی داشته یا نه ؟؟؟ 5- سورنا و سولماز از جریان من خبر دارن ؟؟؟ احتمالا باید فهمیده باشن چون پسورد وب عسل با اسم من بود ؟؟؟؟
كفتند دوست داشتن انتظار کشيدن است باورم نشد. گفتند دوست داشتن خون دل خوردن است باورم نشد . گفتنـــــــد دوست داشتن جدايي است باورم نشد . گفتنـــد دوست داشتن رنج کشيدن است باورم نشد . حالا که تو را دوست دارم همه چيز باورم شد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 17:44 توسط Re!@x |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به من می گن فاحشه ی مقدس مشکلی دارین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
| پیوندهای روزانه |
|
تنها فرق بین موفقیت و شکست نوع نگاه افراد است تلاشی اندک لازم است تا رسوایی بزرگ حاصل شود آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|